حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

544

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بىكفايتى موسى خان به زودى طغيان در بعضى ولايات بروز كرد مخصوصا يكى از بزرگان امراى ابو سعيدى يعنى امير شيخ حسن بزرگ ايلكانى پسر امير حسين گوركان حكمران بلاد روم و شوهر اوّلى بغداد خاتون بود كه از طرف مادر نوادهء ارغون خان محسوب ميشد و امير حسين پدرش را هم به همين علّت گوركان يعنى داماد ارغون خان لقب داده بودند از بلاد روم مقرّ حكومت خود بآذربايجان آمد و او كه اميرى باكفايت و جاه‌طلب بود يكى از نبيره‌زادگان منگو تيمور پسر هولاگو را بنام محمد خان نامزد ايلخانى كرد بنام او زمام كارها را در دست گرفت و چون در 14 ذى الحجه 736 بر امير على پادشاه و موسى خان نيز غالب گرديد و امير على را كشت در حقيقت استقلال كلّى پيدا كرد . سلطنت محمد خان ( از ذى الحجه 736 تا ذى الحجه 738 ) بعد از ورود بتبريز كه امير شيخ حسن ايلكانى محمّد خان را رسما بتخت نشاند و دلشاد خاتون را بجزاى رفتارى كه ابو سعيد در باب بغداد خاتون با او كرده بود به عقد خود درآورد و غير از انتقام غرض او از تزويج دلشاد خاتون يكى نيز اين بود كه اگر آن خاتون كه از ابو سعيد حامله بود پسرى بياورد كسى ديگر آن را آلت داعيهء ايلخانى قرار ندهد و در اين مرحله مدّعى امير شيخ حسن نشود . امير شيخ حسن بازماندگان خاندان خواجه رشيد را مورد مرحمت قرار داد و وزارت ايلخانى را بداماد خواجه يعنى امير جلال الدّين مسعود شاه اينجو و دختر زادهء او خواجه محمّد زكريّا واگذاشت سپس قتلهء بغداد خاتون را بجزاى خود رساند و ساتى بيك زوجهء امير چوپان و ارپاگاون را با سيورغان پسر ششم امير چوپان كه از اين خاتون بود بدشت موقان روانه ساخت . سلطنت طغاتيمور خان ( 737 - 753 ) پس از استيلاى امير شيخ حسن ايلكانى بر آذربايجان جمعى از امراى ابو سعيد با او از در دشمنى درآمده بهمراهى هم از آذربايجان و عراق گريخته بخراسان آمدند و در آنجا يكى از شاهزادگان خاندان چنگيزى را كه در مازندران اقامت داشت و از نبيره‌زادگان يكى از برادران چنگيز بود و طغاتيمور خوانده ميشد بايلخانى برگزيدند